تبليغاتX
اسير دل
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانيم ای باد شرطه برخيز
باشد که بازبينيم ديدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نيکی به جای ياران فرصت شمار يارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا يا ايها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درويش بی‌نوا را

آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نيک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغيير کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائث اش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عيش کوش و مستی
کاين کيميای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آيينه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشيد اين خرقه می آلود
ای شيخ پاکدامن معذور دار ما را

داشتم این آهنگ رو با صدای استاد ناظری گوش می کردم فکر می کنم مربوط به کنسرت شیراز بود. فوق العادست. کاش می شد اینجا گذاشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:53  توسط سارا   | 
...
شکر ایزد که هیچ کس سراغی از ما نمی گیرد!

* " ما فراموش شدگانیم"

 

 

*زمزمه چند روزه دلبر ماست

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:31  توسط سارا   | 
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده​ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

 

چقدر دلتنگ حافظ بودم.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:29  توسط سارا   | 
وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ «7» سوره الذاریات
و سوگند به آسمان كه دارى اعتدال و زيبايى و آراستگى است ; « 7»





+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 9:32  توسط سارا   |